بر اساس اسناد موجود، اغلب فیلمسازهای هالیوودی با سازمان سیا در ارتباط بوده اند.
به گزارش سراج24 با نگاهی عمیق و علمی به مجموعه آثار سینمای غرب به خصوص هالیوود می توان دریافت که موج اصلی این سینما در اختیار موضوع خاصی با ویژگی ها و عناصر مشترک قرار دارد. موضوعی که مشخصاً به آخرالزمان (نه به معنای قیامت و روز رستاخیز، بلکه به مفهوم پایان یک دوران و آغاز حکومت جهانی اسطوره ها و افسانه های غرب) و همچنین وقایع آن دوران می پردازد و در این عرصه عوامل معینی از قبیل منجی یا دجال و جنگ آخرالزمان یا آرماگدون مطرح می شوند. این موضوع، بر اساس آمار موجود، تقریباً ۷۰،۸۰ درصد آثار تولیدی سینمای امروز آمریکا و هالیوود را فراگرفته است.
اگر نگاهی تحلیلی به سیر تاریخ ۱۰۰ ساله هالیوود داشته باشیم، موج غالب امروز این سینما را در پی یک روند منطقی می یابیم. یعنی موج سینمای آخرالزمانی امروز هالیوود به گونه خلق الساعه و ناگهانی در یکی دو دهه اخیر ایجاد نشده، بلکه در واقع از همان روزهای آغازین هالیوود، بنیادهای آن قابل ردیابی و مشاهده است. گویا امروز پس از گذشت ۱۰۰ سال از آن ایام و گذر از مقاطع متعدد و فرازونشیب های مختلف، سینمای هالیوود به نقطه تکامل خود و مقصد نهایی اش یعنی سینمای مطلق آخرالزمانی دست یافته است.
غرب امروز به نظر بسیاری از جامعه شناسان و مورخان، ماحصل مجموعه تلاش هایی است که در طول ۳،۴ قرن اخیر از دوره رنسانس صورت گرفته و حتی به نظر برخی کارشناسان، نتیجه و برآیند همه آن عملکردی است که دنیا از زمان جنگ های صلیبی و اقدامات صلیبیون تا دوران انگیزاسیون و پس از آن و نهضت ظاهراً اصلاح دینی و جنبش به اصطلاح روشنگری و بالاخره فتح قاره نو و تأسیس ایالات متحده آمریکا و ... به خود دیده است. یک نگاه اجمالی به آنچه در سینمای غرب، به خصوص آمریکا و هالیوود در طول این صد و اندی سال رخ داده، هر بیننده و تماشاگری که اندک هوش و سرسوزن ذوقی داشته باشد را به فصل مشترک های متعددی مابین آن اتفاقات ۱۰ قرنی و محتوای این صد و اندی سال فیلم های آمریکایی می رساند.
مستغاثی درباره این فصل مشترک ها اظهار داشت: باورها، نظریه ها، تفکرات و اندیشه هایی که به قول برخی نظریه پردازان، ایدئولوژی آمریکایی را می سازد؛ یعنی شرک، سرمایه سالاری، نژادپرستی، استکبار، اومانیسم، سکولاریسم، لیبرال سرمایه داری و ... و تبلیغ برای افسانه ها و اسطوره های جعلی آن تاریخ، فصل مشترک فیلم های هالیوودی است. یعنی در جریان اصلی سینمای آمریکا و هالیوود نمی توانید فیلمی را بیابید که از این تفکرات و اندیشه ها و آرمان ها خالی باشد.
محوری ترین شاخصه فیلم های هالیوودی نژادپرستی است. فاتحان قاره آمریکا، اصلاً مردمی نژادپرست بودند، چرا که اعتقادات شان به باورهای صهیونی آمیخته بود و باورهای صهیونی هم اساساً بر نژادپرستی استوار است. شما می توانید این نژادپرستی را از فیلم مهمی همچون؛ «تولد یک ملت» ساخته «دیوید وارک گریفیث» ببینید تا فیلم محبوبی مانند «بربادرفته» و تا همین امروز و اسکار امسال و فیلمی به نام «The Help » که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم هم بود. ضمن اینکه برخی ژانرهای سینمای آمریکا اساساً ماهیت نژادپرستانه دارد، همچون فیلم «وسترن» که در آن وسترن سفیدپوست، آدم مثبت و قهرمان و منجی است و سرخپوستان، اشرار کنعانی به شمار می آیند. (بنا به اعتقادات و باورهای فاتحان قاره آمریکا)
به خوبی می توان مشاهده کرد که مثلاً کارگردانی چون «هاوارد هاکس» با وجود برخورداری از برخی قابلیت های منحصر به فرد، موقعیت همکار و همدوره خودش یعنی «جان فورد» را پیدا نمی کند و حتی برای یک بار هم به دلیل فیلم هایش، جایزه اسکار نمی گیرد. در حالی که «جان فورد» بارها و بارها روی سن مراسم اسکار حضور یافت و به دلیل فیلم هایش اسکار دریافت کرد.
جان فورد تنها سینماگر آمریکایی است که در سال ۱۹۷۳ به دلیل یک عمر فیلمسازی برای آمریکا و ایدئولوژی آمریکایی از دست ریچارد نیکسون (رئیس جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا) مدال آزادی یعنی بالاترین نشان افتخار آمریکا را دریافت کرد و ریچارد نیکسون در همان مراسم وی را به لقب آدمیرال تمام (بالاترین درجه نظامی در نیروی دریایی ارتش ایالات متحده) مفتخر ساخت. آن هم در شرایطی که ریچارد نیکسون در آن زمان به دلیل تداوم اشغالگری ارتش آمریکا در ویتنام و کشتار بیرحمانه مردم آن سرزمین، به شدت مورد انتقاد و اعتراض حتی محافل آمریکایی بود. این بزرگداشت و اعطای مدال و درجه نظامی هم بی دلیل نبود، چرا که «جان فورد»، رئیس شاخه فتوگرافیک سرویس اطلاعاتی - جاسوسی «او اس اس» در دوران جنگ جهانی دوم بود. «او اس اس» در واقع سازمان مادر سیا محسوب می شود که بعد از جنگ جهانی دوم، به سازمان تروریستی سیا بدل شد. جان فورد به اتفاق برخی از شناخته شده ترین سینماگران هالیوود همچون «مریان سی کوپر»، «ویلیام وندر بیلت»، «وارد باند»، «جان وین»، «باد شولبرگ»، «گرک تالند» و ... در واقع حلقه اتصال هالیوود به سازمان سیا بود. آنها به کمک کارشناسان این سازمان همچون «ویلیام داناوان» و «ریچارد هلمز» و ... برای سینمای هالیوود پس از جنگ برنامه ریزی دقیق کردند تا سینمای هالیوود، بر اساس آن شکل گرفته و پیش برود.
آنها مانیفستی مدون داشتند به نام «جنگ صلیبی برای آزادی» که به صورت دفترچه ای در اختیار فیلمسازان قرار می گرفت، تا بر اساس آن، فیلم های شان را تولید کنند.
مدارک و اسناد مختلفی که در خارج کشور منتشر شده، از جمله مجموعه ای که سازمان سیا در شصتمین سالگرد خود انتشار داد و اسناد محرمانه «او اس اس» هم جزو آن بود، کتاب «جنگ سرد فرهنگی: سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر» نوشته «فرانسیس ساندرس»، گزارشات مختلف بعضی از سینماگران عضو سیا مثل «ویلیام وندر بیلت»، «ترنر شلتون»، «گوفری شرلوک»، «کارلتون آلسوپ» و «سی دی جکسون»، برخی نوشته ها و مکتوبات کارشناسان و منتقدانی همچون «جوزف مک براید» و «گراهام رابی» (پژوهشگر و نویسنده روزنامه «گاردین» که در سال ۱۹۹۰ در یک پژوهش جنجالی، از بخشی در سازمان سیا به نام «دفتر ارتباط با صنایع سرگرمی ساز» به ریاست جان فورد پرده برداشت) و بالاخره مصاحبه و صدای خود جان فورد و گزارش مراسمی که کمتر از آن در تاریخ سینما گفته شده است. مجموعه این اسناد و مدارک تاریخی، این واقعیت را مسجل ساخته که هالیوود بسیار فراتر از یک زیر مجموعه، تحت کنترل و امر و هدایت مراکز امنیتی و استراتژیک ایالات متحده بوده است. قطعاً هر ناظر و مخاطب بی طرف و غیرمتعصب هم اگر این تصاویر و اسناد و فیلم ها را مشاهده کند (که برخی از آنها در مجموعه مستند « ... واینک آخرالزمان» نمایش داده شد) به همین نتیجه خواهد رسید.
این موضوع درباره اغلب فیلمسازان مشهور هالیوود وجود داشته است. مثلاً «سیسیل ب دومیل» (سازنده فیلم های معروفی همچون «ده فرمان») به عنوان مشاور ویژه دولت در هالیوود برای توزیع آثار سینمایی مدنظر پنتاگون و سیا، مرکزی به وجود می آورد به نام «ام پی اس» که با امکانات ۱۳۵ پست خدماتی در ۸۷ کشور جهان، شبکه توزیع عظیمی برای فیلم و سینمای آمریکا ایجاد کرد. در اسناد منتشره آمده، سی دی جکسون مشاور مخصوص ژنرال آیزنهاور در امور جنگ روانی که یکی از کارآمدترین برنامه ریزان مخفی ایالات متحده به شمار می رفت در جست وجوی هم پیمانانی بود که بتوانند به بهترین نحو، مسائل تبلیغاتی آمریکا را بفهمند و آن را در نوشته ها و حتی حرکات بازیگران خود، درست با همان ظرافت لحاظ کنند. او در ژانویه ۱۹۵۴ فهرستی از دوستانی را که انتظار می رفت در این مسیر بتوانند کمک کنند، یادداشت کرد. این فهرست تقریباً تمامی عوامل موثر در هالیوود را در بر می گرفت.
این موضوع درباره بازیگران مشهور نیز وجود داشته؛ مثلاً «جودی گارلندی» در اواخر دهه ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰ توسط «کارلتون آلسوپ» عامل کهنه کار سیا و مأمور مستقیم این سازمان در کمپانی «متروگلدوین مه یر» به خدمت گرفته شد تا در فیلم های متعددی مانند «ستاره ای متولد می شود» یا «جادوگر» بازی کند. جودی گارلندی که در همان زمان با کارگاه جنگ روانی «فرانک ویسنر» همکاری می کرد. یا کمپانی «آرکو» اساساً یک استودیوی سینمایی اطلاعاتی مانند کمپانی «آرگوسی» جان فورد یا استودیو «سی وی» کورنلیوس وندر بیلت ویتنی بوده که برای کسانی همچون «فرد آستر» و «جینجر راجرز» (از معروف ترین هنرپیشگان فیلم های هالیوودی در آن دوره) رده تشکیلاتی تعیین می کرده است. همین کورنلیوس وندر بیلت از عوامل سیا در هالیوود با «دیوید سلزنیک» (تهیه کننده معروف) همکاری دراز مدتی داشت و فیلم هایی مانند «ستاره ای متولد می شود»، «ربه کا» و «برباد رفته» از تولیدات محصول همان همکاری هاست.
قیمت سکه و ارز
یادداشت
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
توئیت ها و ویراستی های برگزیده
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
«سراج24» بررسی می کند
روابط فیلمسازان هالیوودی با سازمان جاسوسی آمریکا/نژادپرستی،محوری ترین شاخصه فیلم های هالیوودی
موج سینمای آخرالزمانی امروز هالیوود به گونه خلق الساعه و ناگهانی در یکی دو دهه اخیر ایجاد نشده، بلکه در واقع از همان روزهای آغازین هالیوود، بنیادهای آن قابل ردیابی و مشاهده است.
نظرات کاربران
پربازدیدترین ها
•••
•••
•••
•••
•••
•••
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••



